خودكار دوربين دار،خودكار تبليغاتي،خودكار جادويي

خودكار دوربين دار،خودكار تبليغاتي،خودكار جادويي

توضيحات
خودكار دوربين دار،خودكار تبليغاتي،خودكار جادويي
 
پيوندها
لينكي ثبت نشده است
طراحی قالب وبلاگ
ایجاد وبلاگ
سایر ابزارها
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
مردي كه بد انتخاب مي كند

مردي كه بد انتخاب مي كند

امروز هنگامي كه پرونده مربيگري دايي را در تيم ملي و پرسپوليس ورق مي زنيم، اين تحليل برجا مي ماند كه او انتخاب كننده يا به عبارت ديگر بازيكن شناس خوبي نبود. هر دو بار دايي تيمي را ساخته و پرداخته كرد كه در اندازه هاي مدنظر او نبودند و به طرز آشكاري ضعف و ناكارآمدي نيروي انساني در آن توي چشم مي زد.

جالب اينجاست دايي در هر دو تيم بعضي انتخاب هاي مشترك هم داشت و به مهره هايي مثل غلامرضا رضايي و مازيار زارع در تيم ملي هم ميدان داده بود.رضايي در هر پنج مسابقه اي كه دايي هدايت تيم ملي را در مسير راهيابي به جام جهاني 2010 برعهده داشت، به عنوان مهاجم نوك حمله در تركيب تيم ملي بازي كرد و براي نمونه هم كه شده حتي يك ضربه خطرناك به طرف دروازه حريفان نزد، اما باز هم دايي بر اين انتخاب خود پاي مي فشرد و حتي هنگامي كه به پرسپوليس پيوست او را به اين باشگاه كشاند، غافل كه بازيكناني در كلاس غلامرضا رضايي در همان تيمهايي در اندازه فجرسپاسي كارايي دارند و قادر به ارائه كارهاي بزرگ در تيمهاي بزرگ نيستند.

بي ترديد كار يك مربي فقط به گزينش بازيكنان بزرگ محدود نمي شود و سپس بايد تيمي بزرگ، با روحيه و شخصيت بزرگ هم بسازد. اين انتظار بويژه هنگامي كه امور به چهره هايي مثل دايي سپرده مي شود، بالاتر هم مي رود، اما در مورد دايي هرگز برآورده نشد. تيمهاي تحت امر دايي برعكس آوازه بزرگ اين نام، همواره متزلزل نشان مي دادند؛ كه اين بار ديگر هر تحليلگري را به همان نقطه نخست باز مي گرداند كه دايي هرگز خوب انتخاب نمي كرد.

گويا از بازيكنان ممتاز و درجه اول روگردان بود. دايي درهاي تيم ملي را به روي بازيكناني در اندازه مجيد غلام نژاد باز كرد كه حالا معلوم نيست در كدام باشگاه بازي مي كنند و در پرسپوليس هم به مهره هايي در حد مهدي شيري، هادي نوروزي، رضا نورمحمدي ميدان داد و سهميه ليگ برتري باشگاه را در فصل نقل و انتقالات صرف خريد مهره هايي مثل رحمان احمدي كرد كه هرگز نمي توانند مشكلي از پرسپوليس حل كنند.

شايد تا اين حد بي پرده از كيفيت بازيكنان نوشتن، اقتضاي انصاف نباشد، زيرا بازيكنان در شرايط فني مختلف توانايي هاي فني مختلفي را هم بروز مي دهند، اما به هر حال درجات بازيكنان هم قابل تشخيص است و گويا دايي به هر دليل - كه شايد بخشي از آن را ما نمي دانيم- از انتخابهاي بزرگ خودداري مي كرد.

امروز او رفته و هنگام رفتن هم در آخرين حرفهايش كنايه وار گفته است در اين فوتبال قدر او را ندانسته اند - نقل به مضمون-؛ اما آيا اين حرفها دفاعيه خوبي در قبال شكست هايش در تيم ملي و پرسپوليس هست؟! آيا حالا ديگر كسي مي تواند به دفاع از عملكرد دايي برخيزد؟!
افسوس بزرگي برجا مانده و حالا ديگر راه بازگشت علي دايي به عالم مربيگري بسيار ناهموار و دور و دراز است.

 شايد بخشي از اين ناكامي تقصير دستگاه اداره كننده فوتبال ماست كه دايي را خام و نابلد به عالم مربيگري راه داد و زمينه ساز شكست اين چهره بي همتاي فوتبال ايران شد. اي كاش دايي هرگز نمي باخت، اما حالا كه باخته است كاش پيش خودش قاضي عادل و موشكافي باشد و زواياي كارش را خوب بررسي كند. شايد اين بار بازگشت شكوهمندي داشته باشد. دايي بايد وقت بيشتري را صرف خودش كند و بيشتر و جدي تر به امر مربيگري فوتبال بپردازد.
بايد به خودش زمان بدهد و هنگامي باز گردد كه واقعاً وقت بازگشت باشد. آن روز به اين زودي ها از راه نمي رسد، اما همه بايد منتظر آن باشيم. دايي از بزرگان ورزش ماست.

مردي كه بد انتخاب مي كند
مردي كه بد انتخاب مي كند
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ توسط: اميرعباس اسدي نظرات (0)
جوان‌ترين قهرمان تاريخ فرمول يك

جوان‌ترين قهرمان تاريخ فرمول يك

براي كساني كه مسابقات گراندپري اتومبيلراني را در سال‌هاي اخير پيوسته تعقيب كرده‌اند قهرماني سباستين وتل آلماني در پيكارهاي امسال چندان غيرمنتظره و بدون مقدمه نبوده زيرا اين آلماني سريع، مسلط و 23 ساله، دو سال و اندي پيش تبديل به جوان‌ترين فاتح يكي از تورنمنت‌هاي «فرمول يك» 2008 شده و امسال با هم‌تيمي استراليايي‌اش مارك وبر در تيم ردبول بسيار شجاع و ريسك پذير و موفق نشان داده بود.

با اين حال وقتي فرناندو آلونسوي اسپانيايي با جبران عقب‌ماندگي بيش از 40 امتيازي‌اش در 5 تورنمنت آخر اين فصل 19 تورنمنتي با 15 امتياز برتري بر فتل آخرين مسابقه فصل را در ابوظبي شروع كرد، انتظار و توقع از راننده اسپانيايي در آستانه 29 سالگي اين بود كه كار را تمام و سومين عنوان قهرماني‌اش را قطعي كند.

كافي بود عضو سابق تيم رنو و عضو كنوني تيم مشهور ايتاليايي فراري در گراندپري امارات چهارم مي‌شد و در آن صورت حتي اگر فتل در آن جا به رتبه اول مي‌رسيد ـ كه رسيد ـ آلونسو به لطف اندوخته امتيازات قبلي‌اش برتري خود را حفظ مي‌كرد. اما با اين كه فتل وظيفه خود را انجام داد و در پيست ابوظبي اول شد، آلونسو فقط به رتبه هفتم رسيد و اين براي حفظ صدرنشيني او در جدول امتيازات مجموع فصل اكتفا نكرد و راننده پرنشاط آلماني از او سبقت جست. فتل حالا با 23 سال سن عنوان جوان‌ترين قهرمان جهان در رشته اتومبيلراني فرمول يك را نيز در اختيار گرفته و از ركوردهاي موجود در اين زمينه كه آلونسو آن را در 2005 شكست و سپس لوئيس هميلتون راننده سياهپوست و انگليسي مك لارن در سال 2008 آن را باز هم بهتر كرد، فراتر رفته است.

نيازي نبود

شايد هم تقصير را بايد به مهندسان و طراحان مبارزاتي در تيم فراري نسبت داد زيرا به تصميم آنها بود كه اتومبيل آلونسو را در همان اوايل مسابقه متوقف كردند و بدون اين‌كه نياز عاجلي به تعميرات داشته باشد، به قصد تقويت بنيه و موتور و ترميم لاستيك‌هايش در يكي از Pit stop ‌ها متوقف كردند ولي با اين‌كه آنها مطمئن بودند كه آلونسو در بازگشت به پيست حداقل به جايگاه چهارم مورد نظرش خواهد رسيد، او نتوانست و حدود 40 دور را در پيست ابوظبي پشت سر نيكو رزبرگ آلماني و همچنين ويتالي پتروف سپري كرد و تا پايان در رده هفتم باقي ماند.

رويدادي كه باعث شد او فصل را با 4 امتياز كمتر از فتل به پايان برساند و يك بار ديگر مثل سال 2008 به عنوان دومي جهان قناعت كند.

براي فتل به‌رغم گذشت هفته‌ها از آن واقعه، پيروزي در امارات كه به ارمغان آورنده قهرماني كل فصل بوده، غيرقابل باور مي‌نمايد.

براي او از همه عجيب تر اين نكته بود كه او در طول يك فصل طولاني و 8 ماهه فقط در پايان همان مسابقه آخر صدرنشين جدول شد ولي چون تورنمنت ديگري باقي نمانده بود كه تعقيب‌كنندگان فتل بتوانند او را بگيرند و عقب‌افتادگي خود را جبران كنند، همان صدرنشيني بسيار ديرهنگام و در واپسين روز فصل هم براي قهرمان شدن راننده ژرمن كفايت كرد. خود او در طليعه سال 2011 مي‌گويد: واقعا سفر طولاني و عجيبي را از ابتدا تا پايان فصل پشت سر گذاشتيم و براي خود من استرس و فشار زيادي را دربر داشت و هيچ‌كس در آن احساس امنيت و اعتماد نمي‌كرد.

مشكلات فني

شايد هم ردبول بايد موفقيت بزرگ حاصله در ابوظبي را جبراني بر ضايعات كوچك‌تري بينگارد كه در طول فصل متحمل شده بود. اين تيم در اكثر مسابقات تعيين خط و زمان‌سنجي‌ها اول مي‌شد اما در جريان رقابت‌هاي اصلي نمي‌توانست نتيجه مورد نظر را بگيرد. و اين از يك سو از اشتباهات فتل ناشي بود و از جانب ديگر از وجود برخي مشكلات در امكانات فني اتومبيل‌هاي آنان كه نشان مي‌داد ردبول بايد بر حرفه‌اي‌گري خود بيفزايد و براي فصول بعدي ماشين‌هاي پردوام‌تر و كم‌نقص‌تري را جور كند.

با اين حال شادي‌هاي عظيم فتل و مديران ردبول در هفته‌هاي اخير بابت قهرماني به دست آمده در امارات سبب شده آنها به مساله فوق چندان بها ندهند و فعلا به آن فكر نكنند. فتل در 10 دور آخر تورنمنت امارات به سبب قطع شدن ارتباطات راديويي با ماشينش و عدم امكان گفت‌و‌گو با سران و مسوولان فني تيمش كه كنار خط پيست ايستاده بودند، نمي‌توانست راجع به شرايط و جايگاه رقبايش كسب اطلاع كند و در نتيجه نمي‌دانست آلونسو چه كرده است و مي‌ترسيد كه او توانسته باشد در دوره‌هاي آخر خود را بالا بكشد و چهارم شود. با اين اوصاف، وقتي خبر آوردند كه چنين نشده و آلونسو در رده هفتم مانده است، جشن شادي فتل شروع شد. او در آن زمان فهميد كه رزبرگ چهارم شده است و برخي مديران ردبول كه آلماني هستند بلافاصله با در ميان گرفتن فتل فرياد Wel tmeister را كشيدند كه واژه آلماني براي قهرمان جهان است.

در حالي كه مهندسان و ساير اعضاي كادر فني ردبول يكديگر را در آغوش گرفته بودند و به هم تبريك مي‌گفتند، فتل با اشاره به آنها گفت: «واقعا پيروزي فوق‌العاده‌اي بود و خودم را موظف مي‌دانم كه بابت آن از همه همراهانم تشكر كنم.»

چاره‌اي نيست

آلونسو از نقطه مقابل، بسيار عصباني و مظهر خشم آشكار و پنهان نشان مي‌داد و در حالي كه مشت‌هاي گره كرده‌اش را چند بار تكان داد، از كنار خبرنگاران و ناظران عبور كرد. او كه در لحظه عبور از خط پايان با ماشين ويتالي پتروف روسي تصادف كوچكي كرد، گفت: «چاره‌اي نيست، بايد سال بعد از نو تلاش كنم.»

رتبه سوم در جدول مجموع امتيازات فصل به وبر رسيد كه 14 امتياز كمتر از هم‌تيمي‌اش فتل اندوخت تا ردبول واقعا بر مسابقات امسال سايه بيندازد و فراري، مك‌لارن و همچنين حاكمان پيكارهاي تيمي يك دهه اخير را ناكام كند. براي اولين بار در تاريخ حدود 60 ساله برگزاري مسابقات اتومبيلراني فرمول يك، موقعي كه تورنمنت پاياني فصل در امارات برپا مي‌شد 4 راننده صاحب شانس تصاحب عنوان جهاني براساس اتفاقات و نتايج اين تورنمنت بودند و حادترين رقابت دوران معاصر جريان داشت. در نهايت لوئيس هميلتون ديگر بخت‌دار قهرماني كه عضو مك‌لارن و قهرمان 2 سال پيش جهان است با 16 امتياز كمتر از فتل به رتبه چهارم رسيد.

فتل مي‌گويد: «ما امسال رقابت بسيار حاد و نزديكي ر ا در پيكارهاي فرمول يك شاهد بوده‌ايم و آن قدر صدرنشيني دست به دست و پيشاهنگ مسابقات عوض شد كه شك دارم بتوانم تعداد دقيق آن را مشخص كنم. بعد از نمايش بد فراري در نيم‌فصل اول هيچ‌كس شانسي براي اين تيم قائل نبود اما در نيم‌فصل دوم شاهد بيداري خيره‌كننده فراري و به واقع اوجگيري آلونسو بوديم. فكر ‌كنم بتوان راجع به تغيير وضعيت‌ها در طول اين فصل چندين و چند كتاب نوشت و ما رانندگان نيز مي‌توانيم درباره شانس‌ها و امكاناتي كه در طول فصل از دست داديم يا نصيب‌مان شد، قصه‌ها بنويسيم.»

اضطراب اضافي

شانس‌هاي فتل در تورنمنت هفدهم فصل به حداقل رسيد و آن زماني بود كه او در گراندپري كره جنوبي در پيست سئونگنام دچار ازكار افتادن موتور اتومبيلش شد و به ناچار ميدان را ترك گفت بدون اين‌كه حتي يك امتياز بگيرد و آلونسو با فتح آن تورنمنت خودش را 25 امتياز از فتل پيش ديد. با اين كه 2 تورنمنت پاياني فصل مجموعا 50 پوئن را در بر داشتند، اما همه در تيم ردبول هم پذيرفته بودند كه جبران آن فاصله كار سختي خواهد بود. فتل چند ماه بعد از آن واقعه و در حالي كه به جبران نائل آمده و قهرمان جهان شده است، مي‌گويد: «فهميدم هرگونه شتاب و اضطراب اضافي كلك من را خواهد كند. در اين شكي نيست كه نمي‌توان گذشته را عوض كرد اما مي‌توان در آينده كارهايي را انجام داد كه ضررهاي گذشته جبران شود.»

كاري كه فتل در 2 تورنمنت پاياني فصل انجام داد، همين مساله بود. يك اشتباه برنامه‌ريزان و طراحان استراتژي‌هاي مبارزاتي فراري اين بود كه به فتل بي‌اعتنا ماندند زيرا تصور آنها اين بود كه آلونسو در امارات حداقل چهارم خواهد شد و در آن صورت اول شدن راننده آلماني هم باعث لغو قهرماني آلونسو نمي‌شد. آنها نگاه خود را بيشتر معطوف به مارك وبر كرده بودند كه فقط با 8 امتياز عقب‌افتادگي به آلونسو مسابقه نهايي فصل را شروع كرد و به تبع آن بخت بيشتري براي رسيدن به راننده مسلط اسپانيايي داشت.

تنها راه

سياست‌هاي مربيان فراري كه لاجرم توسط آلونسو پياده شد همان طور كه وقايع بعدي نشان داد، بيش از حد محافظه‌كارانه بود و زماني كه سياست‌هاي فراري متمركز بر متوقف كردن وبر شد، جنسن باتون قهرمان سال پيش جهان از انگليس از همان دور اول از آلونسو جلو افتاد و همان‌طور كه قبلا گفتيم سياست رويكرد زودهنگام آلونسو به Pit stop به قصد ترميم و تقويت اتوموبيلش باعث شد رزبرگ و پتروف هم از آلونسو پيش بيفتند. آلونسو به عنوان حرف آخر مي‌گويد: «به هر حال اين ورزش و تاكتيك‌هاي آن است و گاهي جواب مي‌دهد و زماني هم خير. متاسفانه اين بار حالت دوم براي ما اتفاق افتاد.»

جوان‌ترين قهرمان تاريخ فرمول يك
جوان‌ترين قهرمان تاريخ فرمول يك
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ توسط: اميرعباس اسدي نظرات (0)
وزارتخانه‌هايي‌كه‌خروجي‌مطلوبي‌ندارندبايد‌ادغام‌شوند

وزارتخانه‌هايي‌كه‌خروجي‌مطلوبي‌ندارندبايد‌ادغام‌شوند

نايب رييس كميسيون آموزش عالي با ارزيابي مثبت از جدا شدن آموزش پزشكي از وزات بهداشت و الحاق آن به آموزش عالي در راستاي يكپارچه‌سازي وزارت علوم گفت: اما اگر آموزش و پرورش را با آموزش عالي ادغام كنيم، هم آموزش و پرورش از دست مي‌رود و هم آموزش عالي، ضمن اين‌كه ادغام اين وزارتخانه‌ها را قبل از انقلاب تجربه كرديم اما دو سال بعد مجبور شديم مجددا آنها را تفكيك كنيم.

به گزارش ايسنا، محمدحسن دوگاني، درباره طرح مباحثي پيرامون ادغام وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و علوم گفت: بر اساس يكي از مواد مصوب برنامه پنجم شمار وزارتخانه‌ها بايد از 21 به 17 تقليل يابد كه در اين ميان حرف و حديث‌هاي بسياري در خصوص ادغام وزارتين آموزش و پرورش و آموزش عالي مطرح شده است اما كاهش تعداد وزارتخانه‌ها فقط به خاطر اين است كه ارتقا و بهره وري را افزايش و هزينه‌ها را كاهش دهيم تا وزارتخانه‌ها كارايي بيشتري به نفع مردم داشته باشند.

نماينده مردم فسا در خانه ملت ادامه داد: نبايد براي كوچك و سياست‌گذار شدن دولت به نحوي وزارتخانه‌ها ادغام شوند كه به ضرر كشور و مردم باشد، بلكه بايد از ادغام وزارتخانه‌ها كاهش هزينه‌ها و افزايش حداكثري بهره‌وري حاصل شود و به نفع كشور و مردم باشد، بنابراين بايد با انجام كار كارشناسي بررسي كنيم كه كدام وزارتخانه‌ها در حوزه ادغام مي‌گنجند.

وي با تاكيد بر اين‌كه وزارتخانه‌هايي كه هم‌اكنون كارايي ندارند بايد با يكديگر ادغام شوند، افزود: اگر اين امر تحقق يابد هم اين وزارتخانه‌ها و هم وزارتخانه‌هاي ديگر كارايي بيشتري خواهند داشت، بايد با حركت به اين سمت و سو از فرصت ايجاد شده به نحوي استفاده كنيم كه هزينه‌هاي دولت كاهش و بهره‌وري وزارتخانه‌ها افزايش يابد.

به گفته دوگاني، در اين راستا وزارتخانه‌هاي زيادي وجود دارند كه خروجي آن‌چناني نسبت به هزينه‌هاي صرف شده در چند سال گذشته نداشته‌ و نتوانسته‌اند در جهت رسالت و وظايفي كه به عهده آنها گذاشته شده موفقيتي چنداني كسب كنند، از جمله وزارت تعاون، وزارت كار، وزارت رفاه، وزارت بازرگاني كه در راستاي ايفاي وظايف مهمي ايجاد شدند، اما متاسفانه هيچ‌كدام نتوانستند اين وظايف را انجام دهند.

ناظر مجلس در شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري هم‌چنين در گفت‌وگو با ايسنا خاطرنشان كرد: براي نمونه وزارت كار نه توانست كار را در اين كشور سر و سامان دهد و نه حتي توانست قانون كار و آيين‌نامه‌هاي مربوطه را به نحوي تدوين و ريل گذاري كند كه در راستاي تحقق كارآفريني و ايجاد اشتغال باشد، و يا وزارت تعاون كه در پي اجرايي شدن اصل 44 قانون اساسي شكل گرفت، اما هيچ موفقيتي در راستا كسب نكرد؛ در حالي كه مي‌توانست در سرمايه‌گذاري،‌ ايجاد اشتغال و سر و ساماندهي به بنگاه‌هاي اقتصادي موفق شود، متاسفانه آن هم هيچ اتفاقي نيفتاد يعني تا كنون خروجي چندان موفقي نداشته است.

نايب رييس كميسيون آموزش و تحقيقات با تاكيد بر اين‌كه وزارت رفاه و تامين اجتماعي رسالتي بسي سنگين به عهده دارد، افزود: در زمان شكل‌گيري اين وزارتخانه در ابتداي مجلس هفتم بحث اين بود كه در سطح ايجاد رفاه، آسايش عمومي و ايجاد تامين اجتماعي بسيار قوي عمل كند، به خصوص در تهيه و تدوين طرح جامع تامين اجتماعي براي كشور موفق شود، اما هم اكنون كه 6 سال از احداث اين وزارتخانه سپري مي‌شود متاسفانه هنوز نه تامين اجتماعي سر و سامان گرفته و نه بيمه‌ها و نه بازنشستگان؛ لذا به نظر مي‌رسد نتوانسته‌ به رسالت خود عمل كند.

به گفته وي، در وزارت بازرگاني هم افزايش قيمت‌ها، تورم، واردات و صادرات مشكلات بسياري بوجود آورده است، به نحوي كه براي توليد كنندگان در بخش‌هاي كشاورزي، صنايع غذايي و ساير توليدات چندان موفقيتي كسب نشده است كه همه اين موارد بر مي‌گردد به مساله مهم مديريت و برنامه‌ريزي در اين وزارتخانه‌ها كه چندان موفق نبوده، اما هزينه‌هاي بسياري به كشور تحميل كرده است، لذا به نظر مي‌رسد بايد با انجام يك مطالعه كامل وضعيت موجود وزارتخانه‌ها آسيب شناسي شود و ماموريت‌ها و خروجي آنها بازنگري شود، نه اين‌كه بلافاصله ادغام وزارتخانه‌هاي بسيار گسترده و پركار آموزش و پرورش و علوم مطرح شود.

وي ضمن اعلام مخالفت با ادغام وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و علوم اظهار كرد: مگر اين‌كه كار كارشناسي صورت گيرد و بررسي شود، اگرچه همه وزراي گذشته آموزش و پرورش و كارشناسان فرياد مي‌زنند كه وظيفه آموزش و پرورش بسيار گسترده است كه در برنامه پنجم قسمتي از آموزش و پرورش به آموزش عالي مي‌پرداخت، نظير آموزشكده‌هاي فني و حرفه‌اي‌، تربيت معلم و دانشگاه پيامبر اعظم(ص) كه به وزارت علوم واگذار شد تا بخشي از وظايف آموزش و پرورش كاهش يابد و بتواند به 14 ميليون دانش آموز تحت پوشش خدمت‌رساني كنند. اين بدان معناست كه آموزش و پرورش از عهده كار خودش برنمي‌آيد.

وي با تاكيد بر اين‌كه وظيفه آموزش و پرورش تنها آموزش نيست، گفت: آموزش و پرورش در بعد تربيت و پرورش دانش‌آموزان رسالت سنگيني برعهده دارد، اما بواسطه گستردگي فعاليت‌ها قسمت پرورشي آموزش و پرورش چند سال است كه كاملا تعطيل شده، در حالي كه به دليل اهميت موضوع پرورش در مجلس هفتم قانون معاونت پرورشي احيا شد، اما متاسفانه آموزش و پرورش تا كنون حتي نتوانسته يك قدم در اين جهت بردارد.

عضو هيات رييسه كميسيون آموزش و تحقيقات تحول بنيادين در آموزش و پرورش را يكي ديگر از رسالت‌هاي مهم وزارت آموزش و پرورش دانست و تاكيد كرد: تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش مورد تاكيد مقام معظم رهبري است و جامعه انتظار مي‌كشد كه تحولي در آموزش و پرورش ايجاد و نظام آموزشي به روز شود، اما متاسفانه تاكنون تحقق نيافته است، عدم تحقق اين مهم گوياي آن است كه واقعا آموزش و پرورش در شرايط كنوني از عهده وظايف تعيين شده بر نمي‌آيد، لذا چطور مي‌توان اين وزارتخانه‌ را با وزارتخانه‌ي ديگر ادغام كرد.

رييس كميته آموزش عالي مجلس شوراي اسلامي وزارت علوم را از ديگر وزارتخانه‌هاي گسترده‌اي دانست كه رسالت سنگيني برعهده دارد و خاطرنشان كرد: فقط حدود دو هزار موسسه آموزش عالي دولتي و غيردولتي داريم، ضمن اين‌كه امروز آموزش عالي ايران بايد با آموزش عالي دنيا در بحث گسترش مرزهاي دانش رقابت كند و در دنيا حرفي براي گفتن و سهمي به سزا در بخش مرجعيت علمي و گسترش علم و دانش در كشور داشته باشد كه بدون شك در صورت ادغام با وزارتخانه‌اي گسترده نظير آموزش و پرورش نمي‌تواند به اين مهم دست يابد.

دوگاني در پاسخ به كساني كه عنوان مي‌كنند در كشورهاي ديگر دنيا بحث آموزش بر عهده يك وزارتخانه است، گفت: اگرچه در اين كشورها وزارت آموزش وجود دارد كه آموزش افراد را از كودكستان تا دانشگاه به عهده دارند اما آنها در كنار وزارت آموزش، وزارت فناوري و تحقيقات دارند، به تعبير بهتر رسالتي كه هم‌اكنون در كشور ما به عهده وزارت علوم است مبني بر اين‌كه هم آموزش عالي، هم ‌علوم و هم تحقيقات و فناوري را تحت پوشش قرار دهد در كشورهاي مذكور توسط وزارت فناوري و تحقيقات حمايت مي‌شود، در حالي‌كه در كشور ايران رسالت و وظايف تمام بخش‌هاي آموزشي عالي، علوم، تحقيقات و فناوري به عهده وزارت علوم گذارده‌ شده است.

به گفته ناظر مجلس در شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري، با توجه به رسالتي كه براي وزارت علوم تعيين شده اين وزارتخانه در جايگاه خوبي قرار دارد، وزارت آموزش و پرورش هم حقيقتا رسالت سنگيني بر عهده دارد، ضمن اين‌كه كشور و نظام ايران با كشورهاي لائيك و سرمايه داري متفاوت است. براي آنها بعد پرورشي اصلا مهم نيست اما آموزش و پرورش كشور ما بايد در دو بعد آموزش و پرورش حركت، و نيروي انساني مومن،‌ معتقد، در عين حال توانمند، علمي، با سواد و خوب تربيت كند تا زيربناي توسعه آموزش عالي در آينده ‌شوند، بنابراين اين دو وزارتخانه با توجه به رسالت بسيار سنگيني كه بر عهده دارند نمي‌توانند با يكديگر ادغام شوند.

وي با اعتقاد بر اين‌كه آموزش عالي بايد يكپارچه شود، تصريح كرد: آموزش عالي به بخش‌هاي مختلفي تقسيم شده كه هر كدام به يك سمت حركت مي‌كند، مثلا دانشگاه آزاد راه خود را مي‌رود، مراكز غيرانتفاعي‌ها يك راه مي‌روند و مهم‌تر اين‌كه آموزش پزشكي در وزارت بهداشت قرار گرفته و اين در حاليست كه در همه دنيا آموزش عالي يكپارچه است و واقعا هم بايد يكپارچه باشد؛ مخصوصا در علم جديد كه رشته‌ها مجزا ديده‌ نمي‌شوند و رشته‌هاي بين رشته‌اي حلقه اتصالي بين رشته‌هاي غير پزشكي و پزشكي هستند، به نحوي كه امروز ما فيزيك هسته‌اي كه هم در علم پزشكي و در وزارت بهداشت وجود دارد و هم وزارت علوم، بنابراين ادغام آموزش پزشكي وزارت بهداشت با آموزش عالي مطلوب است.

نايب رييس كميسيون آموزش و تحقيقات در خاتمه ادغام وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و آموزش عالي را كار اشتباهي دانست و تاكيد كرد: بايد با انجام كار كارشناسي و آسيب شناسي وزارتخانه‌هاي با وظايف كمتر كه خروجي مطلوبي ندارند را با يكديگر ادغام كنيم.


 


وزارتخانه‌هايي‌كه‌خروجي‌مطلوبي‌ندارندبايد‌ادغام‌شوند
وزارتخانه‌هايي‌كه‌خروجي‌مطلوبي‌ندارندبايد‌ادغام‌شوند
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ توسط: اميرعباس اسدي نظرات (0)
افراد بالاي 30 سال كله پاچه نخورند

افراد بالاي 30 سال كله پاچه نخورند

يك فوق تخصص تغذيه در كرمانشاه گفت: حجم بالاي اسيدهاي چرب ترانس در سوپ سيرابي و كله پاچه براي بدن مضر است.

به گزارش ايسنا دكتر كيومرث دانشور اظهار داشت: در صورت تمايل به مصرف كله پاچه و سيرابي بايد فاكتورهاي مختلفي را در نظر گفت، به طور مثال مصرف اين ماده غذايي براي افراد بالاي 30 سال توصيه نمي‌شود؛ همچنين افرادي كه داراي تحرك كم هستند بهتر است كله پاچ و سيرابي مصرف نكنند.

وي تصريح كرد: هر چند كله پاچه داراي حجم بالايي از پروتئين است، اما معمولا در سوپي غوطه ور است كه داراي مقادير زيادي اسيدهاي چرب ترانس است كه به‌شدت تاثير منفي بر سلامت مصرف كننده دارد.

دانشور گفت: همچنين چربي‌هاي اشباع شده جز جدايي ناپذيري از اين ماده غذايي است كه براي بدن مضر است.

وي يادآور شد: مصرف كله پاچه از سوي ديگر پروسه هضم مواد غذايي را با مشكل مواجه مي‌كند؛ به طور مثال پس از مصرف اين ماده غذايي تا مدتها احساس گرسنگي به فرد دست نمي دهد زيرا به راحتي هضم نمي شود.

دانشور تاكيد كرد: با توجه به تمامي شرايط ياد شده و در صورت رعايت نشدن موازين بهداشتي در هنگام مصرف، مي‌توان استفاده از اين ماده غذايي را بستر ساز ابتلا به بيماري‌هاي قلب عروقي تلقي كرد.

افراد بالاي 30 سال كله پاچه نخورند
افراد بالاي 30 سال كله پاچه نخورند
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ توسط: اميرعباس اسدي نظرات (0)
عكس: سفر به دور دنيا با قايق خورشيدي

عكس: سفر به دور دنيا با قايق خورشيدي

يك ماجراجوي سوئيسي سفر خود با دور دنيا را با يك قايق خورشيدي آغاز كرده است.

وي هم اكنون در سواحل كلمبيا به سر مي برد و به زودي ادامه سفر خود را پي مي گيرد.


عكس: سفر به دور دنيا با قايق خورشيدي
عكس: سفر به دور دنيا با قايق خورشيدي
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ توسط: اميرعباس اسدي نظرات (0)
 
CopyRight © http://1-1.zaminblog.com
کرم موبر دائمی باله آ
کارتون بابا لنگ دراز
کارتون آقای نجار و وروجک
آموزش  ماسک های گیاهی